تبليغاتX
کات ... دوباره
راه اینجاست... (2) <شورای نگهبان>

اگر شما، اگر ملت ما این طایفه را حفظ نکنید، بدانید که سرنوشت شما سرنوشت زمان مشروطه خواهد شد، که روحانیون این کار را (انقلاب مشروطه) درست کردندو دست استبداد را کوتاه کردند، لکن دوباره به واسطه اینکه ملت مجتمع نبودند و با روحانیت آن طور سازش و اطاعت محکم نداشت،... استبداد به تمامی معنی خودش، به تمام کلمه بر ما حکومت می کرد چه در زمان قاجار که من یاد هست و چه بعد از او.

صحیفه نور / ج 15/ ص222

چون عمل شورای نگهبان، حفظ نظام است، از هیچ کوششی و تلاشی برای حفظ نظام نباید دریغ نمایید.

صحیفه نور / ج 19/ ص106

(در پاسخ به انتقادات و بی مهری ها نسبت به شورای نگهبان) شما توقع نداشته باشید که مورد اهانت واقع نشوید، همه می دانید تا کسی کاری انجام ندهد، کسی به او توهین نمی کند؛ توهین برای کسانی است که می خواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف داشته باشیم. باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کار نداشته باشیم که چه کسی از کارها که برای خدا می کنیم خوشش می آید و یا چه کسی بدش می آید.

صحیفه نور / ج 17/ ص257

تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای کشور و اسلام است.

صحیفه نور / ج 18 / ص280

راه اینجاست...

 

امام روح الله«من باز به همه اين آقاياني كه مي‌خواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نمي‌دانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام مي‌كنم كه برگرديد به اسلام! برگرديد به قانون ! برگرديد به قرآن كريم ،‌ بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد.من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اين‌طور نباشد،‌ مسئله طور ديگر خواهد شد.»

(صحيفه امام، جلد 14، صفحه 415)

******

 

امام روح الله

*نمي‌شود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط مي‌كني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نمي‌تواني قبول نداشته باشي. مردم رأي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريباً يا يك قدري بيشتر رأي دادن به قانون اساسي.

 

مردم كه به قانون اساسي رأي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند مي‌شود بگويد من شوراي نگهبان را قبول ندارم ،‌ من قانون اساسي را قبول ندارم ،‌من مجلس را قبول ندارم ، من رئيس‌جمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ،‌ ولو برخلاف رأي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اين‌كه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم.

(صحيفه امام، جلد 14، صفحه 378)

******

امام روح الله* اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابان‌ها برضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند،‌ اين همان معناي ديكتاتوري است كه مكرر گفته‌ام قدم به قدم پيش مي‌رود،‌ اين همان ديكتاتوري است كه به "هيتلر" مبدل مي‌شود انسان،‌اين همان ديكتاتوري است كه به "استالين" انسان را مبدل مي‌كند. اگر قانون در يك كشوري عمل نشود ، كساني كه مي‌خواهند قانون را بشكنند اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمده‌اند يا به صورت آزادي و امثال اين حرفها.

اگر همه اين آقايان كه ادعاي اين را مي‌كنند كه ما طرفدار قوانين هستيم ، اين‌ها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف را از روي قانون همه شان معين كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف رأي من هم بود من خاضع‌ ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضع‌ام ،ديگر دعوايي پيش نمي‌آيد؛ هياهو پيش نمي‌آيد.

(صحيفه امام، جلد 14، صفحه 415)

******امام روح الله

* قانون معنايش اين است كه{ همه} چيزها {را} به حسب قانون اسلامي ، به حسب قانون كشوري كه منطبق با قوانين اسلام است ، همه را، ‌وظيفه‌شان را قانون معين كرده‌. بعد از اين كه قانون وظيفه را معين كرد ، هر کس بخواهد كه برخلاف او عمل بكند، اين يك ديكتاتوري است كه حالا به صورت مظلومانه پيش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پيش خواهد آمد و بعد اين كشور را به تباهي خواهد كشيد و اين كشور وقتي به تباهي كشيده شد و اين مردم متفرق و مختلف با هم شدند ، اين همان وظيفه اي است كه براي ابرقدرتها بايد انجام بدهد اين آدم انجام داده،‌ ولو خودش نمي فهمد، اگر بفهمد كه ديگر مصيبت بالاتر است،‌لكن خودشان ملتفت نيستند.

(صحيفه امام، جلد 14، صفحه 415)

******

جناب آقاى موسوى!

نخست‌وزير محترم

نامه استعفاى شما باعث   تعجب شد. حق اين بود كه اگر تصميم بدين كار   داشتيد، لااقل من و يا   مسئولين رده بالاى نظام   را در جريان مى‌گذاشتيد.

در زمانى كه مردم حزب‌اللّه براى يارى اسلام   فرزندان خود را به   قربانگاه مى‌برند، چه   وقت گله و استعفا است؟! شما در سنگر نخست وزيرى، در چارچوب اسلام و قانون اساسى، به خدمت خود ادامه دهيد. در صورتى كه نسبت به بعضى از وزرا به توافق نمى‌رسيد، چون گذشته عمل مى‌شود.

اين حق قانونى مجلس است كه به هر وزيرى كه مايل بود رأى دهد. تعزيرات از اين پس در اختيار مجمع تشخيص مصلحت است كه اگر صلاح بداند به هر ميزان كه مايل باشد، در اختيار دولت قرار خواهد داد. همه بايد به خدا پناه بريم و در مواقع عصبانيت دست به كارهايى نزنيم كه دشمنان اسلام از آن سوء استفاده كنند.

مردم ما از اين‌ گونه مسائل در طول انقلاب زياد ديده‌اند، اين حركات هيچ تأثيرى در خطوط اصيل و اساسى انقلاب اسلامى ايران نخواهد داشت. از آنجا كه من به شما علاقه‌مندم، انشاءاللّه عندالملاقات مسائلى است كه گوشزد مى‌نمايم.

والسلام

                                                 (صحيفه امام / جلد 21؛ 15/6/67)

کمی از ره توشه...
سلام

کات ... دوباره بعد از مدتها تعطیلی با چند عکس از مشاهد شهدای دفاع مقدس بروز شد.

امیدوارم....

یادمان فکه

قدمگاه شهیدان...

برای مشاهده بقیه تصاویر به .:: ادامه مطلب ::.مراجعه فرمایید.


ادامه مطلب را بخوانيد
به کجا چنین شتابان...؟!

زمانی برای مان عجیب بود که در کارتون های تلویزیونی می دیدیم که کامپیوتر کوچکی بهمراه داشتند که با آن هم تماس صوتی و تصویری برقرار می کردند، هم فیلم می دیدند، هم مطالعه می کردند، هم یادداشت می کردند و ... . اما امروز به برکت تکنولوژی، این «شیءٌعجاب» به همراه خیلی از ماست.

کودکان دوچرخه سوار یا سرگرم فوتبال و دویدن در کوچه و خیابان، به کودکان همدم ماوس و کیبرد تبدیل شده اند. کودک امروز از بین آنهمه همسن و سال خود، تنها دوستش آن جنگجوی رایانه ای است که همه را می درَد و به مرحله آخر پس از پشت سر گذاشتن موانع مجازی عدیده با چند دکمه بر همه چیز فائق می آید. کودکی که اگر خدای ناکرده معلمش موضوعی جهت تحقیق به او معرفی کرد، دیگر سراغ کتابهای مختلف نمی رود؛ تورق کتابها، چک نویس و پاک نویس و... معنی ندارد. و او زحمت آن را به دوش خواهد کشید تا عنوان تحقیق را تایپ کند و به مدد جناب گوگل یاسایر همکارانش چنان پژوهشی کند که چشم هر خواننده ای – اگر موجود باشد – از حدقه بیرون زند و اگر وقت و لطفش موسع باشد، تغییر فونتی عنایت کند.

تصاویر نامتعارف بر روی لباس ها، اسباب بازی ها و حتی لوازم التحریر کودکان ما جا خوش کرده اند. پدر و مادر های بی حوصله امروز، تربیت پدر و مادرهای فردا را به چه کسی سپرده اند؟ تلویزیون؟ اینترنت؟ کامپیوتر؟ بازی های کامپیوتری؟ مدرسه؟ یا ....؟

لباس های مضحک دیروز، لباس های رسمی امروز می شوند. موها و لباس های دوستان ما مُبلّغ مدل های «شیطان پرستی» شده است.

«شیطان پرستی»!

آیینی به نام «شیطان پرستی»!!

شخص شخیص «شیطان» صاحب آیینی رسمی شده است بی پرده و عیان و پشت نقاب هیچ کس!

و ما هنوز به تبیین و تفسیر "ناتوی فرهنگی" وقت می گذرانیم!!

آیا هنوز لشکر شیطان که در اعماق جامعه رسوخ کرده نیاز به معرفی دارد؟!

طبقه بندی نسل ها از قرن و نیم قرن و دهه و سال، به «ثانیه» نزدیک می شود و بهمراه خود فاصله بین نسل ها... .

 

دیوانه ای در اوج دیوانگی اش چنین نوشت: ...

جمله ای به ذهنم می آید. این جمله هوایی ام کرده است و امروز و این لحظات اوجش بود. جمله ای که قبلاً نیز بارها و بارها شنیده ام (و شنیده اید)؛ اما انگار به تازگی این جمله را شنیده ام: ...

« یَومَ یَفِرُّ المَرءُ مِن أخیهِ وَ  اُمّهِ وَ بَنیهِ وَ...» (یوم الفرار) روزی که  همه از هم می گریزند. همه و همه حتی محکم ترین هم پیمانان روی زمین : مادر و فرزند.

آری همه جا و به هرکسی که برمی خورم این جمله می پرد جلوی چشمم. کلافه شده ام. انگار همه چیز برایم رنگ دورویی گرفته است.

جلوی آیینه می روم. از همین امروز احساس می کنم که نه تنها اعضایم برایـــم نیست، بلکه با من هم نیست. به چشمانم در جلوی آیینه خیره می شوم، به گوش هایم دقت می کنم، دستهایم و پاهایم... همه می خواهند فردا رسوایم کنند. راستی در دهانم تکه گوشتی است که اگر از شر همه شان رهایی یابم، فردا این تکه گوشت کارم را می سازد.

به چه دل بسته ام؟ به اعضا و جوارحم؟ به خانواده ام؟ به دوستانم؟ به آشنایانم؟ به شهرتم؟ به ... ...؟ آری به هر چیز فناپذیر دل بسته ام و گم کرده ام ریسمانم را.

دوستان و بستگانی را بخاطر می آورم که به این کوچکترین و کمترینِ در این قهقرایِ فرش می گفتند ما را از دعا فراموش نکن!  و امروز آنان در زیر خاکند و تنها. خوشا بحال شان اگر خود توشه ای نیک برای خویش برگزیده اند. زیرا همچون منی که دعایم از اتاقم هم فرا تر نمی رود آنها را فراموش کرده ام؛ حتی از یادشان هفته ای یکبار.

آخر تو ای خاکیِ مغرور! همه اینها را دیده ای و خود باز دل به هیچ و پوچ بسته ای؟تو خودت مگر می خواهی چند سال زنده بمانی و حداکثر چه مدت می خواهند تو را بخاطر داشته باشند؟ غرق شده ام در روزمرگی و عادت به آن کرده ام. و چوب خدا هر بار بسیار محکم تر از قبل بر سرم می خورد و دقایقی به راهم می کشاند و باز هم.....

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود

از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت

...یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن

الهی! مدتهاست که با تو خلوت نکرده ام و تو همیشه ناظر بر اعمالم بودی.

الهی! به هر چه فانی بود دل بستم الا حضرت باقی.

الهی! برای رسیدن به خواسته های فنا پذیرم به هر چه سبب دوری از تو بود تن دادم و پشت پا زده ام اسباب نزدیکی ات را.

الهی! امروز حتی چگونگی راز و نیاز با تو را هم فراموش کرده ام.

الهی! می دانم که از همه به من نزدیکتری و من از همه نسبت به تو دورتر. چه کنم که غرق شده ام در روزمرّگی. انگار در قعر چاهی عمیق بسر می برم. نمی دانم که امروز که به در خانه ات آمدم چگونه سرم را بلند کنم؟

 

از دست چو من عاشق، دانی که چه برخیزد

کاید به سر کویت، در خاک درت افتد

 

الهی! هرچند از کرم بی حد و حصارت آگاهم و می دانم که گمراهی هایم را نادیده می گیری ای مهربان ترین مهربانان؛ اما خود چگونه فراموش کنم بدی هایم را؟

 

هر چند دورم از شما، انگار نزدیکم

دور از شما هستم ولی اینبار نزدیکم

از دور بوی مهربانی می وزد ای دوست

اینجا به اوج لحظه دیدار نزدیکم

 الهی! رو بسوی قبله ات بودم و دل بسوی هرچه غیر تو. «ایاک نعبد» می گفتم و در عمل ربــّــم همه چیز بود الا قادر متعال. «ایاک نستعین» می گفتم و دست و دل پیش هر نامحرمی می گشودم. و چه زیبا فرموده ای که شرط هدایت به صراط مستقیم: «ایّاکَ نَعبُدُ و ایّاکَ نَستَعین» (فقط تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می طبیم)

الهی و ربی من لی غیرک

ای آفتاب خوبان! می جوشد اندرونم

یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت

 

 

سلامی به رنگ.....
خواستم بروز رسانی کنم ........ نشد!

کات.....!

 به امید دوباره.....شاید ساعتی دیگر........شاید فردا........ یا شاید........!

یاعلی

التماس دعا

آوارگانِ بیانیه های تکراری

عجب سکوتی حاکم است در روزمرگی کشتارها در فلسطین، لبنان، عراق، افغانستان، سودان و... در جهان 2008. راستی غزه هنوز درخت زیتون دارد؟ در دنیا شاخه های زیتون از خاک تغذیه می کنند؟ نماد مردم فلسطین شده اند یا غاصبان صهیونیست؟ و در این سکوت گرگ های بی عفت چه می تازند بر نسلی «مسلمان». جایی که در آن «نوزادان» نیز «تروریست» متولد می شوند. کفن پوش و خون آلود. نوزادی که هم کیشان همسایه اش به اوج رسانده اند بی غیرتی را. نوزادی که آواره سکوتها و بیانیه های تکراری است. نوزادی که چشم انتظار است سالی یکبار در راهپیمایی دولتی و رسمی روز قدس عده ای بگویند مرگ بر اسراییل. نوزادی که از آدم(ع) است و از حوا(س). نوزادی است که بر زبان «لاإله إلا الله» دارد و به کیش محمد(ص) است. و بغض و آهی شصت و اندی ساله در سینه.

گرگ طعمه ای معصوم را به دندان کشیده و تهدید بلعیدن جدی است. و اعراب در آناپولیس برای رهایی طعمه با گرگ به مذاکره می نشینند. در صورت رهایی این طعمه، اعراب صاحب معجزه ای بی مثال می شدند و آن: رهایی طعمه از دهان گرگ با مذاکره !!

فریادهای ولی امر مسلمین جهان امام خامنه ای – روحی فداه – در منع از حضور دولت های اسلامی در کشتارگاه خون آلود آناپولیس بی نتیجه می ماند. لبخند و مصافحه گرم دولت های عربی و آقای نماینده فلسطین با سرکرده گرگ ها در آناپولیس چه خاطره ای شد برای آقای تاریخ! و مرا مصمم تر می کند که باز هم تکرار کنم:« امروز کوفه چه وسعت گرفته است! به وسعت نیل تا فرات، نه بلکه فراتر به وسعت تمام کره خاکی!»

و ملت همیشه در صحنه ایران همیشه منتظر فراخوان شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی خواهد ماند تا اگر آنها خواستند چند قدمی را مرگ بر اسراییل بگویند. شاید در گوشه و کنار ایران هم چند دانشجو کلاسهایشان را تعطیل کنند یا از آن بزنند و تجمعی داشته باشند. و فریاد از یک میلیارد و اندی انسان خفته که نمی خواهند... .

یاد چمران بخیر و نگاهش به فلسطین....

 

 یادداشتی از شهید چمران پیرامون فلسطین  

این روزها هرچه می جویم چمران را نمی یابم که بر نتابد از کشتار کودکان فلسطین.

و من می خوابم و گرگ در آرزوی این سوی فرات... .

ألا یا أیها المسلمون! چه خوب پاسخ دادید زحمات پیامبر أعظم را و از کربلای غزه بیرون آمدید که سربلندی و سر بزیری اش بر همه عیان است.

 

.::( إن الله لا یغیر ما قوم حتی یغیروا ما بأنفسهم )::.

 

 

سلامی به پرونده منشور روحانیت

مدتی پیش مطلبی می خواندم از یکی از فعالان دانشجویی: « در عالم اتفاقی افتاده است که متأسفانه خبرش هنوز به دانشگاهها و حوزه های علمیه ما نرسیده است. خبر این است که انقلاب اسلامی اتفاق افتاده است و یکی از معانی این خبر این است که بعد از چهارده قرن ، "اسلام" عهده دار جامعه شده است ...» .

در همین راستا مطلبی می نوشتم پیرامون پیام منشور روحانیت حضرت امام و مقایسه آن با امروز حوزه ها که جملاتی از آن قلم مرا از حرکت باز ستاند:

« روحانیون وابسته و مقدس نما و تحجرگرا کم نبودند و نیستند. در حوزه های علمیه هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند. امروز عده ای با ژست تقدس مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می زنند که گویی وظیفه ای غیر از این ندارند . خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه های علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظه ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند، اینها مروج اسلام امریکایی اند و دشمن رسول الله. آیا در مقابل این افعی ها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟»

« خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده است.»

« تردید ندارم اگر همین روند ادامه می یافت، وضع روحانیت و حوزه ها ، وضع کلیسای قرون وسطی می شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منت نهاد و کیان و مجد واقعی حوزه ها را حفظ نمود.»

«البته هنوز حوزه ها به دو تفکر آمیخته اند و باید مراقب بود که تفکر جدایی دین از سیاست از لایه های جمود به طلاب جوان سرایت نکند.»

« یکی از مسائلی که باید برای طلاب جوان ترسیم شود همین قضیه است که چگونه در دوران وانفسای نفوذ مقدسین نافهم و ساده لوحان بی سواد عده ای کمر همت بستند و برای نجات اسلام و روحانیت از جان و آبرو سرمایه گذاشتند

« دیروز مقدس نما های بیشعور می گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز می گویند مسئولین نظام کمونیست شده اند! تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان – ارواحنا فداه – را مفید و راهگشا می دانستند، امروز فریاد «واإسلاما» سر می دهند.»

«طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس مآبی و دین فروشی عوض شده است.»

راستی این الفاظ چرا اینقدر غبار گرفته اند؟؟

«اسلام ناب محمدی»

«اسلام امریکایی»

«مارهای خوش خط و خال»

«مرگ آباد تحجر و تقدس مآبی»

«مقدسین نافهم و ساده لوحان بی سواد»

«مقدس نمای واپسگرا»

«متحجرانِ ...»

........................................

«پرونده همچنان باز است...»

آهای تویی که دنبال مصداق می گردی! خودت شامل آن نباشی؟

بگذریم... مطلبی می نوشتم پیرامون پیام منشور روحانیت حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه). اصلا چرا رحمت الله علیه؟ مگر امام مرده است؟ مگر این اندیشه های روح الله که همان اسلام ناب است مرده است که بگوییم امام مرده است؟ پس می نویسم: امام خمینی (مدظله العالی). خصوصا در این روزها که عده ای (نمی دانم بگویم دوستان یا دشمنان) تا می توانستند بر امام تاختند، ولی امروز فریاد «وا اماما» سر داده اند – چقدر هم شباهت است میان آنچه که امام در این پیام «وا إسلاما» گفتن عده ای «مقدس نمای بیشعور» می خواند – ولی بی خبر که امام زنده است و فریاد می زند سخنش را به سراسر عالم.

بگذریم... مطلبی می نوشتم پیرامون پیام منشور روحانیت حضرت امام که در تاریخ 3 اسفند 1367هـ.ش. (یکصد و دو روز مانده به زمان ارتحال خویش) صادر فرمودند. تفاوت چندانی میان این سخنان با آنچه که ایشان سالها قبل یعنی در دوران سیاه ستم شاهی و ایام تبعید در کتاب «مبارزه با نفس یا جهاد اکبر» آمده است، نمی یابم. و همچنین نقد هایی که هنوز وارد است. نوزده سال از صدور پیام منشور روحانیت می گذرد و حدود چهل سال از «جهاد اکبر». در آن روزهای آخر، روح الله سخنانی را برای عموم خصوصا حوزه های علمیه به یادگار گذاشت که اگر هرکس غیر او می گفت می شد «کسروی زمان»!

مدتی پیش نائب بر حق مهدی فاطمه، حضرت امام خامنه ای - روحی فداه – سخنرانیی در جمع اساتید و مدیران حوزه های علمیه داشتند. چه در دل آقا می گذرد؟ هر دو از حوزه بر خاسته اند و شده اند علمداران زمان خود.  اضافه کنید شهید مطهری و برخی دیگر را. نامش را می گذارم «غربت در خانه». ان شاءالله چهل سال بعد (اگر عمری بود) مطلبی هم درباره سخنان اخیر آقا می نویسم و بعد... .

بگذریم. مطلبی می نوشتم پیرامون پیام منشور روحانیت حضرت امام که در تاریخ 3 اسفند مصادف با سالروز کودتای رضا پهلوی صادر فرمودند.

راستی 3 اسفند امسال جمعه بود درست مثل بقیه سالها ... .

بگذریم. مطلبی نوشتم پیرامون پیام منشور روحانیت حضرت امام سپس بر گزینه Microsoft office word…کلیک نمودم.

تایپ کردم و سپس Save به نام «سلامی به پرونده منشور روحانیت» در F:\New Folder .

سپس مجددا به درایو F رفته و New Folder را گشودم. بر روی گزینه «سلامی به پرونده منشور روحانیت» راست کلید کرده و گزینه Delete را انتخاب نمودم.

Are you sure you want to delete'…..'?

Yes

 

بگذریم... می خواندم «نشت نشای امیرخانی» را طبق معمول همه کتاب ها به شیوه خودم: «تورق». درد دلی است مثل سیب درس و گاز نزده ای که قورت داده ام.

ارزش خواندن دارد.

 

راستی یادمان نرود که:

«پرونده همچنان باز است...»

 

ای امیدِ روح الله! ... چه شدی؟

 

.::امید من به شما دبستانی هاست::.

 

از کتاب های درسی آن سال ها

عکس صفحه اولش را یادم است

که امیدش به ما دبستانی ها بود

حالا ما بزرگ شده ایم آقا

حالِ امیدتان چطور است؟ ...

محمد مهدی سیار

 

إنالله و إنا إلیه راجعون....

إنالله و إنا إلیه راجعون

من کلمه مبارکه استرجاع را نه برای جنایات اسرائیل و شهادت و آسیب بسیاری از مسلمانان مظلوم جنوب لبنان می گویم، گرچه آن هم استرجاع دارد، و نه برای شهرها و روستاهای آن کشور اسلامی که به دست جنایتکار رژیم صهیونیستی کافر اسرائیل، اشغال و خراب شده است، گرچه آن هم استرجاع دارد، و نه برای آواره شدن هزاران خواهران و برادران آن محیط مظلوم اسلامی، گرچه آن هم استرجاع دارد، و نه برای فلسطینی های مظلوم زیر ستم اسراییل، گرچه آن هم استرجاع دارد، و نه برای شهادت بیش از چهل نفر زن و مرد و کودک شیر خوار ایلام که به دست جنایتکار صدامیان، در حال شعار بر ضد امریکا و اسرائیل خونخوار، هدف بمب واقع و آسیب بیش از دویت نفر مسلمان عشایری بیگناه و خرابی مسجد، تکیه، بیمارستان و خانه های مظلومان، گرچه آن هم استرجاع دارد، بلکه برای بی تفاوتی کشورهای اسلامی یعنی حکومت های آنها استرجاع می کنم و ای کاش فقط بی تفاوتی بود؛ من استرجاع برای پشتیبانی بسیاری از حکومت ها از اسرائیل و صدام، این دو ولد نامشروع امریکا می کنم. من و هر مسلمانی در هرجا هست باید استرجاع کنیم برای کمک های مادی و معنوی دولت های کشورهای اسلامی به امریکا رأس جنایتکاران و اسرائیل و بعث عفلقی عراق، پیاده کننده منویات شوم امریکا و صهیونیسم جهانی.

امام خمینی (ره) 17/3/1361

کپي رايت :نقل تمام يا بخشی از مطالب تنها با كسب اجازه از نويسنده مجاز است. تقلید از طرح قالب وبلاگ ممنوع است.

Designed by: yek7om | Powered by: blogfa | Translate for blogfa : ITblog